تبليغاتX
وب نوشت های مهدی عتیق گلباف




















وب نوشت های مهدی عتیق گلباف

اجتماعی / فرهنگی / هنری

بنام آفریننده زیبایی

نشر زیبایی

چشم ده زیبایی

جذابیت زیبایی

و پایداری دهنده زیبایی

که من و تو را در روشنایی این زیبایی آورده

و با این زیبایی زندگی میدهد.

بنام زیبا

نوشته شده در 91/01/30ساعت 9:51 توسط مهدی عتیق گلباف| |

بنام نقاش بال پروانه ها

هر چه رنگ دارم به تن کلک خواهم ریخت

رنگ ها را به دشت و دمن خیالم خواهم پاشید

من در جشن زندگی رنگین کمانها آذین خواهم کرد

به رنگ باران زندگی خواهم ساخت

من جانشین نقاش زیبائیهایم

به ندای دلم رنگ خواهم زد

هر چه پژواک زیبایی هست به صورتها خواهم آورد

بر لبخند خواهم ریخت...

نوشته شده در 90/07/24ساعت 13:16 توسط مهدی عتیق گلباف| |

معجزه های زندگی را جمع میکنم

همه اش را از تو تفریق میکنم

چیزی باقی نمی ماند. جز سردی زندگی

فطرت تو از جنس معجزه است

و زندگی اجازه ای برای تماشای معجزه هاست

نه توقف در سردابه های زمان و مکان

اعجاز کن معجزه زندگی.

نوشته شده در 90/03/31ساعت 9:57 توسط مهدی عتیق گلباف| |

عزیزم

کمی از لطافتت را که برداشته بودم بر گل رز عالم ریختم تا بهانه ای در شان تو باشد که برای تو هدیه بدهم

والا دست خالی می ماندم

روزت مبارک

نوشته شده در 90/03/04ساعت 13:14 توسط مهدی عتیق گلباف| |

آمده ام خودم را معنا کنم

هر روز کتاب محبت آفرینش را بخوانم

خودم را در فطرت خود بچینم

حجم دلم را بسنجم که چه بزرگ در درونش جا میگیرد.

و خودم را معنا کنم

تو را میبینم و میفهم که

باید با تو و در کنار تو

خودم را معنا کنم

اما این هنوز ابتدای کار است

جلوتر که برویم مطلع بزرگی در کار است

باز باید آنجا هم خودم را معنا کنم

بدانم، بفهمم،بیابم، و عشق طلوع کند

آنجا هم باید خودم را معنا کنم

ولی در آینه محبت دوست

از هر جا که بیائیم، راه از فنای کوی دوست میگذرد

باید خودم را معنا کنم

میان زمان و مکان و راز کائنات

خودم را معنا کنم

او که باشد من معنا شده ام

من ذوب او میشوم

معنا که میشوم، میبینم

او هست

منم که خودم را برای او جستجو میکنم

نوشته شده در 90/02/18ساعت 10:7 توسط مهدی عتیق گلباف| |

پر از نور باید شد

مملو از عشق

هر جه درنگ کنم بهمان قدر خطر کرده ام

سهم ما از این دنیا

همین خالی نبودنهاست

و این لایتناهی

برای بینهایت طلبی ماست

هوشیار باشیم

آسمان مال من است

عشق؛ نور؛ زیبایی؛ مال من است

پر پر باید شد

 

نوشته شده در 90/02/13ساعت 10:43 توسط مهدی عتیق گلباف| |

برا تمام دیوارها

دری برای رسیدن

یا پنجره ای برای تماشا

یا تابلویی برای یادآوری

"لطافت" دارم 

نوشته شده در 90/01/21ساعت 13:35 توسط مهدی عتیق گلباف| |

صورتم لبخند بدست

همچنان مقابل لبخند صورت آفرینش قرار دارد

خیلی بهم نزدیکند

بینیم چسب بینی آفرینش ست

شنفتن دارد نفس عطرآگین بهارش

کودک نگاهم با چشم بنفشه آفرینش مانوس شده

عطوفت او برای ماست

و در دستان ما

خوشحال باشیم

نوشته شده در 90/01/14ساعت 10:50 توسط مهدی عتیق گلباف| |

در میان این هیاهو و فریاد روزگار

نجوا میطلبد روان جدا افتاده از این تن

نرم و آرام و دلنشین

چرا که خیال مرا فقط در کهکشان وجود تو سر به بالین آرامش دارد

ای سپهر اندیش نیلی ام

نیلی ام باش

باش تا باشم

نیلی سپهر اندیش تو

نوشته شده در 89/12/12ساعت 13:44 توسط مهدی عتیق گلباف| |

سلام می دهند و صدای سلامها را با گوشم میشنوم

ولی به گوش دلم نمی رسند

نمی شنوم سلام کسی را در این آبادی

آیا دلی نیست که با محبت عجین شده باشد.

تا سلامش از دل باشد

مهم نیست عزیزم

 با دل و جانم می شنوم

سلام تو را

و از دلم می گویم

سلام.

سلام

 

نوشته شده در 89/10/19ساعت 10:51 توسط مهدی عتیق گلباف| |


Design By : Night Skin